هر کس به سهم خود .. - تاریخ: 1398/11/25 ساعت: 5:31
هر کس به سهم خودu200fاز دنیا چیزی برمیداردu200fمن از دنیا "دست" برداشتم ..#صادق_هدایت
می ترسم .. - تاریخ: 1398/11/25 ساعت: 5:31
چیزی که خیلی ازش می ترسم اینه که فراموشت کنم! دومین چیزی که خیلی ازش می ترسم اینه که هیچ وقت نتونم بیخیالت شم ..
دیشب .. - تاریخ: 1398/11/25 ساعت: 5:31
دیشب خوابتو دیدم!سرتو گذاشتی بودی روی سینم...جوری که یه سمت صورتت چسبیده بود روی قلبم، چشم توو چشم خیره بودی بهم.برای اولین بار تو خواب یه آدم ثروتمند بودم...#حمید_جدیدی
حقمان بود .. - تاریخ: 1398/11/25 ساعت: 5:31
این آسمانهای سفالی حقمان بوداین اَبرهای خشک و خالی حقمان بودوقتیکه رنگِ سرخ را در شعر کشتیمیک مُشت تصویر خیالی حقمان بودبا اینکه درد این و آن رنجورمان کردزخم زبان این اَهالی حقمان بودفرقی میان رفتن و ماندن ندارداین روزهای لااُبالی حقمان بود
هیچکس را در زندگی مقصر نمی دانم .. - تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 4:55
هیچکس را در زندگی مقصر نمی دانم .. از خوبان خاطره و از بدان تجربه میگیرم .. بدترین ها عبرت می شوند و بهترین ها دوست!!
قبلا تنها بودم .. - تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 4:55
قبلا تنها بودم زندگي ميكردم!حالا تنهام و به تو فكر ميكنم!#هادي_قنبرزاده
دریچه آه میکشد .. - تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 4:55
در این سرای بیکسی ..نشستهام به در نگاه میکنم! دریچه آه میکشد ..تو از کدام راه میرسی؟؟خیال دیدنت چه دلپذیر بود!جوانیام در این امید پیر شد نیامدی و دیر شد .. هوشنگ ابتهاج
هیجده سالم که بود .. - تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 4:55
هیجده سالم که بود مجبور شدم یک نفر را فراموش کنم و چون بلد نبودم، مثل بچه ها گریه میکردم. آدمها برام پر از حرفهای نامفهوم بودن... حرف هایی مثل 《 بعدا به حال این روزهات میخندی 》 یا 《 جاش رو آدمهای
کاش به تو میگفتم .. - تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 4:55
کاش به تو میگفتم که چشمانت زیباترین شعری بود که خواندم ..کاش به تو میگفتم که لبخندت زیباترین قصیده ی جهان است ..کاش به تو که می رسیدم جای اینکه دلم بریزد ترسم از گفتن دوست داشتنت میریخت!
از یک جایی به بعد .. - تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 4:55
دیگر حوصلهای برای غصه خوردن و بغض کردن و درد کشیدن ندارم ..وقتی ببینم چیزی یا کسی عذابم میدهد؛ نمیسوزم! یا میسازمش، یا کاملا رهایش میکنم!اسمش منطقی شدن نیست، آدم از یک جایی به بعد، خسته میشود ... همین!#نرگس_صرافیان_طوفان
در دلم .. - تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 4:55
در دلم چیزی فرو ریخت!حتما ..جایی داری به من فکر میکنی!
یادم نیست .. - تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 4:55
از آخرین باری که کسی رو دوست داشتم چیز زیادی یادم نیستاز آخرین باری که کسی دوست داشتنش، دلخواهِ من باشه هم همینطور!خب مهمه! یکی که بلد باشه آدمو!دوس داشتنش به دلت بشینه. حرف زدنش، نگاهاش، بوی عطرش.
من و این کوچه بن بست .. - تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 4:55
من و این کوچه بن بست ..تورا کم داریم!ترسم آن لحظهبیایی که جوانت ..پیر است!#شهریار
منم آن شیخ سیه روز .. - تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 4:55
تو همانی که دلم لک زده لبخندش رااو که هرگز نتوان یافت همانندش رامنم آن شاعر دلخون که فقط خرج تو کردغزل و عاطفه و روح هنرمندش رااز رقیبان کمین کرده عقب می ماندهر که تبلیغ کند خوبی دلبندش رامثل آن خواب
سلام روزگار .. - تاریخ: 1397/11/11 ساعت: 19:16
سلام روزگار چه میکنیبا نامردی مردمان؟من هم اگر بگذارند!دارم خرده های دلمرا چسپ میزنم!راستی این دلدل میشود ..
رضا بلوط .. - تاریخ: 1397/11/11 ساعت: 19:16
من از سپیده سخن میگویممن از پیشانی صبح آسمان حرف میزنممن از خانهای که سپیده از آن سر میزندمن از گل، از شاخهٔ گلی که خمیده، گلی که پرپر شد؛ آبی که نرسید حرف میزنممن از دلتنگی دلی که در کنج قفس پژمرد، افسرد سخن میگویممن......... #رضا_بلوط
بهت قول میدم .. - تاریخ: 1397/11/11 ساعت: 19:16
بهت قول میدم نبینی منو ، بهت قول میدم سراغت نیامبهت قول میدم عزیز دلم که چشمت نیفته دیگه توو چشامکه انقدر اشکام عذابت نده ، دیگه قسمت روزگارت نشمبهت قول میدم نمونم برم ، که یک لحظه هم بی قرارت نشمیه ب
قرار نبود .. - تاریخ: 1397/11/11 ساعت: 19:16
قرار نبود هر شبیکی پشت پنجرهاشک هایش را پاک کندو به اندازه ی دلتنگی هایشستاره ها را بشمرد...حتی قرار نبودکسی برود و مناین ها را بنویسم!
تو کجایی؟ - تاریخ: 1397/11/11 ساعت: 19:16
تو کجایی؟ من خیلی معذرت میخوام نمیتونم بخوابم، نمیتونم امشب رویاپردازی کنم!
منم درختی که .. - تاریخ: 1397/11/11 ساعت: 19:16
منمدرختی که برگ هایش را ریختتا تو ماه رااز میان شاخه هایشتماشا کنی ..