از زمستان بپرس ..
-
تاریخ: 1397/11/11 ساعت: 19:16
از "زمستان"بپرس چه کسی تورا"رنجاند"که این طور .."سرد" شدی؟
یاد تو ..
-
تاریخ: 1397/11/11 ساعت: 19:16
u200eهر هشت ساعت که هیچ ..u200eهرثانیه هم که قرص بخورم یاد تو از سرم نمیره و نخواهد رفت!
ظلمت ..
-
تاریخ: 1397/11/11 ساعت: 19:16
چه گریزید ز من؟چه شتابید به راه؟به چه خواهی بردندر شبی این همه تاریک پناه؟مرمرین پلهء آن غرفه عاجای دریغا که ز ما بس دور استلحظه ها را دریابچشم فردا کورستنه چراغیست در آن پایانهر چه از دور نمایانستشای
میدانم که من دیگر هیچوقت نخواهم پرید ..
-
تاریخ: 1397/11/11 ساعت: 19:16
میدانم، میدانم که دیگر هرگز به چیزی یا کسی برخورد نخواهم کرد که احساس تندی را در من به وجود آورد.میدانی، شروع به دوست داشتن کسی کردن، اقدام مهمی است.باید نیرو، کنجکاوی و کوری داشت.حتی لحظهای هست در آغاز، که باید از پرتگاهی پایین پرید؛پرتگاهی که اگر کسی به آن فکر کند، این کار را نخواهد کرد.میدانم ،می...
خوبی را آرزو می کنم!
-
تاریخ: 1397/9/15 ساعت: 12:16
خوبی, را آرزو, می کنم ..برای آنهایی که ..با تمام بدی هایی که دیدند،یاد نگرفتند بد باشند..!
دلتنگی ..
-
تاریخ: 1397/9/15 ساعت: 12:16
دلتنگی, ساعت و لحظه سرش نمیشودجانِ دلمجمعه برای منتمام آن لحظاتی ست که از تو بی خبرمتمام آن لحظاتی که حالم را نمیپرسیتقویمِ روی میزغروب جمعه را نشانم میدهدهمین دیشبامروز صبحهمین حالاهمین حالا که تصویر
ترانه محرمانه ..
-
تاریخ: 1397/9/15 ساعت: 12:16
حالا ديدار ما به نمیدانم آن کجای فراموشی!ديدار ما اصلا به همان حوالی هر چه باداباد ..ديدار ما و ديدار ديگرانی که ما را نديدهاند!پس با هر کسی از کسان من از اين ترانه,ی محرمانه, سخن مگوی!نمیخواهم آز
مشکل من با بیماریم ..
-
تاریخ: 1397/9/15 ساعت: 12:16
از همه خسته ام و نمیتونم این بیماری رو تحمل کنم. دوستام جای کمک، بی رحمانه بهم ضربه زدن چه مالی و چه عاطفی و منو به سمت ناخوشی بردن! این زندگی حقم نیست! بدترین سایدِ این بیماری کوفتی اینه که کسی نمیتو
عجب جنگی ..
-
تاریخ: 1397/9/15 ساعت: 12:16
عجب لشکر کشیدی و عجب جنگی, به پا شدمیان چشم توبا این دل بی لشکر تنهاو من تنها ترین بازنده ای هستمکه می گیرم جشن هر سالشکوه این شکستم را .. #حسن_یوسفی
سیاه و سفید ..
-
تاریخ: 1397/9/15 ساعت: 12:16
همه چیزهای سیاه, و سفید, قشنگن!پنگوِئن ها ..نهنگ ها ..پانداها ..چشم هاش!
یک گوشه، فراموشی!
-
تاریخ: 1397/9/15 ساعت: 12:16
به یاد بیاور که در گوشه ایاز شھرمن از یاد برده را به یاد نیاوردیھزار بار ازین جا گذشتی و آخرمن ازیاد برده را به یاد نیاوردیمن گوشه گیر شدم وتو در گوشه ای از شھربه گوشه ی یاد کسی در آمده اینیامدی که بی
بخند!
-
تاریخ: 1397/9/15 ساعت: 12:16
بخند,!گر چه با خنده هم غم انگیزی... #فاضل_نظری
شرمم کشد که بی تو نفس میکشم هنوز ..
-
تاریخ: 1396/6/30 ساعت: 21:18
تا کی در انتظار گذاری به زاری ام؟باز آی بعد از اینهمه چشم انتظاری امدیشب به یاد زلف تو در پرده های سازجان سوز بود شرح سیه روزگاری امبس شکوه کردم از دل ناسازگار خوددیشب که ساز داشت سر سازگاری امشمعم تمام گشت و چراغ ستاره مردچشمی نماند شاهد شب زنده داری امطبعم شکار آهوی سر در کمند نیستماند به شیر شیوه...
سفر خاکستری ..
-
تاریخ: 1396/6/30 ساعت: 21:18
دارم پشت هم گناه میکنممردم منو دعا میکننهر روز از من سوال میکننسر حرفام قمار میکنناونا منو نمیشناسن، منو قبلا نمیخواستنبیا با هم بشیم آهن، جای اینکه بدیم شاهرگمن امیدم به این چالست که موضعش معلومه بریم تا تشببین مادر من دیوونم بشین بازم برام دعا کن و بریز باز اشکاز گشتن دنبال من هر روز، بگیر پادرددر...
قول من قول است ، اما این یکی ..
-
تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 1:45
با خودم عهد می بندم که هیچ وقت سراغ این کاغذ ها را نگیرم ..بگذارم و بروم پی کارم ..این بار ، حتی اگر از تنهایی جانم به لب رسید ، هیچ نمی نویسم ..با خودم عهد می بندم که هیچ وقت از تو نگویم .. هیچ وقت نگرانت نشوم ..از امروز هیچ وقت ردی از خودت در این کاغذ ها پیدا نمی کنی !از امروز به خودم ، به این کاغ...
باشد ..
-
تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 1:45
دلم نه عشق میخواهد ، نه دروغ های قشنگ .. نه ادعاهای بزرگ ، نه بزرگ های پر ادعا..دل یک فنجان چای می خواهد و یک ♥دوست♥.....خیلی وقت بود میخواستم با او درد و دل کنم ، اما .....گفتم :« حالا که می روی ، اگر کسی چیزی پرسید ، فکر آبروی من باش! »گفت :« باشد.»پرسیدم :« این خاطره ها را در چمدانت نمی گذاری؟ »گ...
...
-
تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 1:45
سخن از قضاوت الهی است ..اجازه دهید در کمال احترام به حرفتان بخندم ..من بی هیچ اضطرابی منتظر این روزم!چرا که چیزهایی بس وحشتناک تر دیده ام ..من قضاوت آدمیان را دیده ام! #آلبر_کامو
میام پیشت داداش ..
-
تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 1:45
بستی زود بارتوچشماتو ببندهر چی خواب خوب مال تومنم آروممزُل میزنم به نور جایِ تومی پرسم از دورحالتومیسپرمت به دریااگه خورشید بتابه تا فردابرای من هنوز زنده ای هرجانمیذارم بمونی تنها
روز اول ..
-
تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 1:45
روز اول یه نگاه.. چند روزی بعد سلامی دل بخواه.. منو تو یه کوله راه! حالا من و تنهاییا...چرا منو تو غم و تنهایی گذاشتی رفتی سختیو آوردی تو روزام؟ حالا فقط اینو بدون هنوزم به دره چشمام!تو که رفتی و زخمی گذاشتی یادگار! میخام بمیرن خدایا اون همه خاطراااات..اگه خواستی روزی دوباره برگردی... شاید دلم دیگه ...
چاره ای نداشتم ..
-
تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 1:45
به خواسته ی پدرم ..من قرار بود مهندس شوم ..خودم میخواستم که دکتر باشم!شاید هم نقاش ..ولی دنیا را که میشناسیسَر راهم تو را که سبز کرد..!چاره ای جز نوشتن نداشتم ... #امیررضا_لطفی_پناه